العلامة المجلسي

890

حياة القلوب ( فارسي )

وخبر مىداد ايشان را به بيان آنچه مىخواستند « 1 » . به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون حضرت يوشع عليه السّلام به دار بقا رحلت فرمود أوصيا وامامان وپيشوايان كه بعد از آن حضرت بودند خائف وترسان ومخفى بودند از جباران زمان خود در مدت چهار صد سال كه از زمان يوشع عليه السّلام بود تا زمان داود عليه السّلام ، ودر اين مدت يازده نفر از امامان بودند ، هر يك از ايشان در زماني كه بودند قوم أو مخفى بسوى أو مىآمدند ومسائل دين خود را از أو اخذ مىكردند ، چون منتهى شد به آخر ايشان مدتي از قوم خود پنهان شد پس ظاهر شد وايشان را بشارت داد كه حضرت داود عليه السّلام مبعوث خواهد شد وشما را از شرّ جباران نجات خواهد داد وزمين را از لوث وجود جالوت ولشكر أو پاك خواهد كرد وفرج شما از اين شدّتها به ظهور أو خواهد بود . پس ايشان پيوسته منتظر ظهور آن حضرت بودند تا آنكه چون زمان ظهور آن حضرت رسيد أو چهار برادر داشت وپدر پيرى داشتند وداود در ميان ايشان گمنام بود واز همهء برادران كوچكتر بود ونمىدانستند داودى كه منتظر أو هستند وزمين را از جالوت ولشكر أو پاك خواهد كرد ، اوست ، وليكن شيعه مىدانستند كه به خبر امام كه پيشتر بود كه أو متولد شده است وبه حدّ كمال رسيده است وداود را مىديدند وبا أو سخن مىگفتند ونمىدانستند كه داود موعود اوست . چون طالوت بني إسرائيل را جمع كرد كه به قتال جالوت برود ، پدر داود با چهار برادر أو همراه لشكر طالوت رفتند ، وداود را حقير شمردند وهمراه خود نبردند وگفتند : از أو در اين سفر چه كار خواهد آمد ؟ بايد كه مشغول گوسفند چرانيدن باشد . پس نايرهء قتال در ميان بني إسرائيل وجالوت مشتعل شد واز أو بسيار خائف شدند وتنگى نيز در ميان ايشان بهم رسيد ، پس پدر داود برگشت وطعامي به داود عليه السّلام داد وگفت : براي برادران خود ببر كه قوّت يابند بر جهاد دشمن خود - وداود مردى بود كوتاه قامت و

--> ( 1 ) . معاني الأخبار 284 .